تکنولوژی در صنایع دوربین مداربسته

تکنولوژی ، دوربین مداربسته ، قیمت دوربین مداربسته / هایک ویژن / دوربین مدار بسته

تکنولوژی در صنایع دوربین مداربسته

تکنولوژی ، دوربین مداربسته ، قیمت دوربین مداربسته / هایک ویژن / دوربین مدار بسته

بررسی عملکرد مغز در خرید

در مدل های قدیمی همیشه فرض بر این بوده که تمام تصمیمات خرید به صورت منطقی گرفته می شوند و احساسات نیز تاثیری ناچیز بر این تصمیم دارد. مهم ترین موضوعی که با توجه به علم بازاریابی عصبی زیر سوال می رود تصمیم گیری مخاطبان است. پیش فرض بسیاری از مدیران کسب و کارهای کوچک آن است که اگر محصولی مناسب با قیمت مناسب داشته باشیم مخاطبان از ما خرید خواهند کرد، ولی در واقعیت چنین اتفاقی به ندرت پیش می آید.

برای موفقیت در بازاریابی باید دیدگاه خود را درباره مشتری تغییر دهیم. در دیدگاه سنتی مشتری وارد یک فروشگاه می شود، تمام محصولات را مقایسه می کند، قیمت ها را هم بررسی می کند و با توجه به تبلیغاتی که از قبل دیده و اطلاعاتی که دارد بهترین تصمیم را می گیرد. در این رویکرد فرض می کنیم تصمیمات خرید مشتری تدریجی، منطقی و با توجه به اطلاعات عمیقی است که کسب کرده است. ولی در واقعیت اغلب تصمیمات خرید به صورت لحظه ای انجام می شود و دلایل منطقی قدرتمندی هم برای این تصمیمات وجود ندارد و حتی مشتری اطلاعات عمیقی درباره محصول ندارد. با این دیدگاه جدید بیایید به بررسی مغز قدیم بپردازیم و ببینیم چه مواردی باعث جلب توجه مغز قدیم می شود و چگونه می توان اثرگذاری بازاریابی را افزایش داد.

ورود به دنیای مغز قدیم

همان طور که گفته شد اغلب تصمیمات خرید ما با مغز قدیم انجام می شود. پس بسیار مهم است که با عملکرد این بخش مغز بهتر آشنا شویم.

article_image_one_571.jpg

مغز قدیم با احساسات ترغیب می شود!

اغلب تصمیمات ما به صورت احساسی گرفته می شود و سپس با منطق توجیه می شود. احساسات در واقع پاسخ های خودکار بدن به محرک های حسی هستند. بوی قهوه یا صدای دریا به طور خودکار در ما احساساتی ایجاد می کند. با زیاد شدن گزینه های خرید، مشتری محصولی را می خرد که احساس بهتری نسبت به آن داشته باشد.

حواس پنجگانه و احساسات

موضوع مهم تر آن است که احساسات ما تحت تاثیر چه مواردی هستند؟ یک عامل مهم و تاثیرگذار اطلاعاتی است که توسط حواس پنج گانه ما وارد مغز می شود. آمار، ارقام و دلایل منطقی توجه مغز قدیم را به خود جلب نمی کند. شرکت های موفق سعی می کنند حواس مختلف شخص را در محصول و همین طور در بازاریابی خود لحاظ کنند. آنتونیو داماسیو در کتابش می گوید: «ما ماشین های تفکری نیستیم که احساس داریم، بلکه ماشین هایی احساسی هستیم که تفکر می کنیم». فرض کنید می خواهیم تبلیغی بسازیم تا رانندگان را به بستن کمربند ایمنی هنگام رانندگی ترغیب کند. یک راهکار کلیشه ای آن است که به رانندگان آمار و ارقامی ارائه دهیم که خطرناک بودن رانندگی بدون کمربند ایمنی را نشان می دهد. راه بهتر آن است که احساسات را درگیر کنیم تا بر مغز قدیم اثر بگذارد. در ژاپن تبلیغ کوتاهی ساخته شده که فقط بر جنبه احساسی موضوع تاکید می کند. در این تبلیغ اثرگذار به جای اینکه بر خطرات نبستن کمربند تاکید کند یا افراد را به جریمه شدن تهدید کند از روش دیگری استفاده می کند. کمربند ایمنی وسیله ای است که نمی گذارد همسر و دختر کوچکتان شما را از دست بدهند! این تصور که عزیزانمان، ما را از دست بدهند و زندگی را بدون توجه و کمک ما ادامه دهند بسیار تاثیرگذار است.

وقتی در همایش ها فیلم این تبلیغ را نمایش می دهیم چشمان اغلب حاضران پر از اشک می شود و همین موضوع نشان می دهد تبلیغ بر احساسات آن ها اثر گذاشته و احتمالا تا سال ها این تبلیغ را فراموش نخواهند کرد.شرکت اپل حتی بر بسته بندی محصولات کار می کند تا باز کردن جعبه محصول، احساس خوشایندی بر مخاطب بگذارد، مثلا صدای باز شدن جعبه صدایی دل پذیر باشد. آزمایش های مختلفی در فروشگاه ها انجام شده و نتایج نشان می دهد که پخش یک موسیقی خاص بر تصمیمات خرید مشتریان تاثیر می گذارد. حتی رایحه های مختلف باعث افزایش یا کاهش فروش می شوند. مثلا در یک لباس فروشی استفاده از بوی وانیل باعث دو برابر شدن فروش ماهانه شد! البته می توان به طور مفصل درباره دلیل این امر صحبت کرد، ولی اگر خیلی خلاصه بگوییم: هر عاملی که باعث ایجاد احساس بهتری در ما شود می تواند فرایند تصمیم گیری خرید را ساده تر کند و باعث شود فرد راحت تر تصمیم خود را بگیرد.

ایجاد شرایط احساسی مناسب

یکی از مهم ترین کارهای بازاریاب ها قرار دادن مشتری احتمالی در شرایط احساسی مناسب است تا بتواند بر ترس خود غلبه کرده و تصمیم خرید را بگیرد. بسیاری از ما به عنوان مدیر و بازاریاب به شرایط احساسی مشتری توجهی نشان نمی دهیم. با توضیحات طولانی و خسته کننده فقط به ارائه دلایل منطقی می پردازیم و سعی نمی کنیم ترس خرید را در مشتری کاهش دهیم تا بتواند در آرامش تصمیم مناسب را بگیرد. شاید تصور کنیم فرایند تصمیم گیری خرید کاملا خطی است، یعنی تمایل ما به خرید یک محصول رفته رفته بیشتر می شود و به جایی می رسد که تصمیم خرید گرفته می شود، ولی دستگاه هایی که عملکرد مغز را بررسی می کند نشان می دهند تصمیم گیری خرید اینطور نیست و بسیار پیچیده تر از چیزی است که بازاریابان فکر می کنند.

آستانه احساسی خرید

بیایید اصطلاحی با نام «آستانه احساسی خرید» تعریف کنیم. همان طور که قبلا اشاره شد اغلب خریدها برای مشتری ترسناک و دردناک است. شخص در لحظه خرید احساس عدم امنیت می کند. البته این موضوع درباره همه خریدها صدق نمی کند. ولی به خصوص در خریدهایی که برای ما تبدیل به عادت نشده یا تسلط کافی بر محصول نداریم این حس بسیار رایج است. آستانه احساسی خرید شرایطی است که اگر از لحاظ احساسی در آن قرار بگیریم شجاعت به خرج می دهیم و خرید را انجام می دهیم. در واقع زمانی به آستانه احساسی خرید می رسیم که از نظر احساسی آن قدر شجاع می شویم که به خود می گوییم خرید را انجام دهیم. موضوعی که بسیاری از بازاریابان از آن اطلاع ندارند آن است که وقتی یک خرید انجام می شود معمولا قبل از آن شخص بارها به آستانه احساسی خرید نزدیک شده و از آن دور می شود و در لحظه ای خاص ناگهان تصمیم خرید گرفته می شود.

فرض کنیم برای محصول خود تبلیغی طراحی کرده اید و آن تبلیغ در مجله ای پرمخاطب چاپ شده است. با گذشت چند روز آمار فروش را بررسی می کنید و در نهایت نا امیدی می بینید آن تبلیغ حتی یک فروش هم ایجاد نکرده است. بلافاصله نتیجه گیری می کنید تبلیغ مناسب نبوده یا شاید آن مجله مکان مناسبی برای تبلیغ نیست. ولی از کجا می دانید چند نفر مایل به خرید بوده اند؟ شاید صد نفر با خواندن تبلیغ تا آستانه احساسی خرید نزدیک شده اند و یک مورد کوچک باعث انصراف آن ها شده است. در بازاریابی تنها بررسی نتایج نهایی کافی نیست، مثلا در این مثال فقط تعداد فروش ایجاد شده را معیار قرار دهیم. اگر به روشی بتوانیم افرادی که مایل به خرید بوده اند ولی خریدی انجام نداده اند را شناسایی کنیم اطلاعات ارزشمندی از شرایط واقعی کسب کرده ایم. برای مثال اگر به مخاطبان یک پیشنهاد بدون ریسک بدهیم و بگوییم برای اطلاعات بیشتر فایلی را دانلود کنید، افراد علاقه مند شناسایی خواهند شد.

تصمیمات خرید عوض می شود!

موضوع جالب دیگر آن است که تصمیمات خرید می تواند در عرض چند ثانیه تغییر کند. تصور کنید برای خرید یک پخش کننده MP3 به فروشگاهی مراجعه کرده اید. قبل از مراجعه در اینترنت به اندازه کافی تحقیق و دستگاه خود را انتخاب کرده اید. سپس وقتی وارد فروشگاه می شوید چشمتان به پخش کننده دیگری می افتد که بلافاصله توجهتان را جلب می کند. نظرتان عوض می شود و تصمیم می گیرید همان را بخرید. در چند ثانیه تمامی آن تحقیقات و تصمیم قبلی شما بی اثر می شود. بنابراین شرایط احساسی مشتری بسیار اهمیت دارد و می تواند باعث خرید یا انصراف او از خرید شود.

7 اشتباه در نحوه صحبت کردن

هنگامی که صحبت از جایگاه حرفه ای ها می شود، نحوه صحبت کردن ما( از جمله تن،گام و میزان بلندی صدا) هر کدام نقش مهمی دارند و به طور چشمگیری بر نحوه ادراکی که رئیس و همکاران از ما دارند تأثیر می گذارد. ما زمان زیادی را صرف فکر کردن به این مورد می کنیم که چه چیزی باید در مورد کسب و کارمان بگوییم امّا لزوماً به این که چگونه آن را بیان کنیم توجهی نداریم. سخت است که خودمان لغزش کلامی خود را تشخیص دهیم.

ما با چندین کارشناس مشورت نمودیم تا مهم ترین اشکالات در نحوه صحبت کردن را شناسایی و از آنها اجتناب کنیم، این موارد عبارتند از:

1- لکنت داشتن یا کلمات و اصوات را مرتب تکرار کردن

اصوات در گفتار روزمره حضور دارند. "مانند"، "آه"، " اُم"، "اِ" کلماتی هستند که به طور مرتب، اغلب به طور ناخواسته در مکالمات رسمی استفاده می کنیم. امّا اگر در مقام یک حرفه ای آنها را به کار ببرید برجسته تر به نظر می آیند. جان وست ، رئیس بخش سخنرانی در New York Speech Coaching به کلماتی مانند موارد بالا به عنوان مکث های با صدا یاد می کند. مردم معمولاً از این کلمات در سخنرانی ها استفاده می کنند به دلیل اینکه آنها می ترسند یک مکث باعث شود که آنها شنوندگان خود را از دست دهند.

2- بیش از حد تند صحبت کردن

سریع سخنرانی کردن یک حالت عصبی معمول است و باعث می شود که سخنران به سختی بتواند ادامه دهد و این برای ارائه ای که گویایی و شفافیت آن بسیار مهم است مناسب نمی باشد. سوزان فینچ مربی صدا و سخنرانی در نیویورک، کسی که با افراد حرفه ای درکسب و کار تجربه همکاری داشته است، عنوان می کند که سخنرانان شتاب زده اغلب کلمات خود را با "من من کردن، عجله و بلعیدن" به پایان می رسانند. برای رفع این مشکل او از مشتریان خود می خواهد قبل از شروع به صحبت کردن یک نفس عمیق بکشند. این عمل ساده باعث ایجاد یک وقفه طبیعی در سخنرانی می شود و به شخص برای کم کردن سرعت کمک می کند.

3- بیش از حد آرام صحبت کردن

یکی دیگر از مشکلات مردم یاد گرفتن نحوه ارائه و صحبت کردن با تن صدای مناسب می باشد. ساندرا کازن مربی صدا برای مدیران در شهر نیویورک، عنوان می کند که مهارت افراد در ارائه به نوع صدای آنها بستگی دارد. برای مثال، به طور طبیعی افراد با تن صدای بلند ارائه بهتری نسبت به افراد با صدای تن پایین دارند، با این حال این رابطه همیشه درست نیست. همچنین افرادی با صدای تو دماغی احتمالاً مشکلی در نحوه ارائه نخواهند داشت امّا گوش دادن به این نوع صدا برای مدّت طولانی بسیار آزاردهنده خواهد بود. به همین دلیل کارشناسان می گویند بهترین راه برای تنظیم صدا این است که به خوبی نفس بکشید. مشکلات در نحوه ارائه زمانی اتفاق می افتند که مردم تارهای صوتی خود را سفت و منقبض می کنند و مانع رسیدن جریان هوا می شوند.

4- صدای ناصاف و زمخت

مشکلی که در بین زنان جوان رایج است با عنوان "صدای ناصاف و زمخت" شناخته می شود. این مسئله زمانی اتفاق می افتد که جریان هوا در گلوی یک شخص قطع می شود و صدایش در زمان سخنرانی همانند صدای جیرجیر(غژغژ) می شود. از نظر همگان این نوع صدا آزاردهنده می باشد. در زبان شناسی از آن به عنوان صدای جیرجیر یاد می شود بخاطر اینکه صدایی مانند صدای جیرجیر در یا یک لولا که نیاز به چرب کردن دارد می باشد. بهتر است در اولین زمانی که متوجه این مشکل شدید از صحبت کردن اجتناب کنید و قبل از هر صحبتی به اندازه کافی نفس بکشید. مربیان می گویند ضبط صدا برای تشخیص این که شما در چه زمانی بیشتر دچار این مشکل می شوید می تواند مفید باشد.

5- نامفهوم شدن صدا در عبارات پایانی

آیا تا به حال توجّه کرده اید که افراد پایان یک جمله را آرام تر بیان می کنند. الگوی رایج سخنرانی در کشور ما به این گونه است که صدای ما در پایان عبارات و جملات پایین تر از میزان صدا در جملات ابتدایی باشد. این بدان معناست که کلمات مهم می توانند به راحتی نادیده گرفته شوند یا افکار ناتمام بمانند. فینچ می گوید شما می خواهید صدای خود را در یک سطح نگه دارید امّا افکار شما مرتب به سمت پایان ارائه می روند.

6- بلند ادا کردن یا جملات را به صورت سوال عنوان کردن

مشکل دیگری که در سخنرانی رایج است بلند صحبت کردن می باشد، به این معنی که پایان یک جمله را با صدای بلند ادا کنیم به طوری که همانند یک سوال به نظر آید حتّی زمانی که سوالی نیست. کازن عنوان می کند که این مشکل بیشتر در میان زنان رایج است. فینچ ادعا می کند مردم وقتی از صدای بلند استفاده می کنند که بخواهند نام شخص دیگری را بیان کنند و اغلب آن را به عنوان یک سوال می پرسند مثل اینکه آنها مطمئن نیستند. انجام این کار باعث می شود به نظر برسد که سخنران اعتماد به نفس کمی دارد. سخنرانانی که چنین مشکلی دارند باید صدایشان را ضبط کنند و تلاش کنند تا صدایشان در انتهای جملات بلندتر ادا نشود.

7- صحبت کردن با صدای یکنواخت

هیچ چیز مانند یک ارائه خسته کننده باعث بی حوصلگی مخاطبان نمی شود. به همین دلیل مربیان صدا می گویند یکی از بدترین اشتباهات در هنگام صحبت کردن استفاده از یک صدای کسل کننده و یکنواخت است. وست توضیح می دهد که ما می خواهیم در یک صدا شور و شوق و جرأت بشنویم.

منظور از موارد گفته شده این نیست که به شما بگوید با صدای بلند یا پایین صحبت کنید بلکه شما باید انواع تغییر لحن و تن صدا را در در بیان جملات خود بکار ببرید و آسان ترین راه برای دستیابی به این موفقیت این است که نفس بکشید و آرام باشید.


متقاعد کردن دیگران

زمان زیادی طول می کشد تا ما با اهمیت تجربه و دانش برخورد به مردم پی ببریم و مهارت های لازم را با آزمون و خطا به دست بیاوریم. ما به تدریج هنر مذاکره، مباحثه، تعامل و حتی رندی و به قولی با پنبه سر بریدن را را با حضور مداوم در جامعه فرامی گیریم. چون مجبور به حضور در جامعه هستیم، ناگزیر هستیم که برای بقا یا افزایش تأثیر خود، آراسته به مهارت های اجتماعی شویم.

در اینجا برای نمونه به ۱۱ ترفند مبتنی بر دانش روانشناسی اشاره می کنیم که می تواند زندگی شما را دگرگون کند و شما به کمک آنها خواهید توانست، بدون تقابل مستقیم، وارد کردن فشار و یا دادن امتیاز، دیگران را وادار کنید که به خواسته های شما تن در بدهند!

1- از طعمه استفاده کنید تا مردم محصول شما را بخرند.

فرض کنید که دو نسخه از یک محصول یا خدمات را دارید که یکی از آنها خیلی گران تر از دیگری است. مشکل شما این است که در فروش نسخه گران تر، موفق نیستید. برای اینکه مردم را مشتاق کنید که محصول گران تر را بخرند باید یک نحصول سوم هم درست کنید، روی این محصول یا خدمات سوم، همان قیمت محصول گران را باید بگذارید، اما این محصول باید عملکرد یا کیفیت به وضوح پایین تری از محصول گران اولیه داشته باشید. این طوری مردم قیمت ها را با هم مقایسه می کنند و به نظرشان خرید محصول گران، خیلی ارزشمند خواهد آمد.

2- فضای گفتگو و مذاکره را تغییر بدهید.

می خواهید معامله حساسی کنید و طرف مقابل شما سرسختی می کند و از قیمت یا شرایطی که داده، اصلا کوتاه نمی آید؟ بی جهت در یک سالن کنفرانس یا دفتر کار او، با وی قرار مجدد نگذارید! او را به یک رستوران یا کافی شاپ دعوت کنید! آخر مردم وقتی فضای پیرامونی شان، به جای مبلمان و وسایل اداری، وسایل عادی و پذیرایی باشد، از خودخواهی می کاهند و بیشتر منعطف می شوند.

3- سود دو سویه

کمک کنید تا طرف تجاری یا کاری تان به چیزی که نیاز دارد به نحوی برسد یا دست کم کارش تسهیل بشود، این طوری او در این معذوریت قرار می گیرد که لطف شما را جبران کند.

4- تقلید از زبان بدن دیگران، برای علاقه مند کردن آنها به خود

می خواهید شخص خاصی به شما بیشتر توجه کند، مثلا رئیس مافوق شما؟ کافی است که از زبان بدن او تقلید کنید یا با تن و شیوه سخن گفتن او حرف بزنید. معمولا کمتر کسی متوجه این تقلیدکاری شما می شود، حتی خود مقام مافوق شما. اما این کار شما به صورت نامحسوس، باعث می شود که به دل آن شخص راه پیدا کنید!

5- سریع تر صحبت کنید تا مخالف شما، تبدیل به موافق تان شود!

کسی سرسختانه با شما مخالفت می کند و با دلیل و بینیه، استدلال های شما را سست و بی اثر می کند؟ کافی است که موقع مذاکره و مابحثه با او، ریتم سخن گفتن خود را سریع تر کنید، این طوری فرصت لازم برای پردازش سخنان خود را از او می گیرید و او دیگر نمی تواند به خوبی گذشته، شما را در موضوع ضعف باقی بگذارد.

6- مردم را گیج کنید تا خواهشتان را بپذیرند

به جای اینکه بگویید این ۸ کارت، ۳ دلار می ارزند به مردم بگویید که قیمت آنها ۳۰۰ پنی است! در ظاهر هیچ فرقی نمی کند، اما این طوری مردم مجبورند که کمی فکر کنند و یک محاسبه ذهنی انجام بدهند تا ببینند، قیمت هر کارت، چند دلار است. خیلی وقت ها هم تسلیم قیمت پیشنهادی شما می شوند.

7- وقتی کسی خسته و تهی از انرژی شده، از او خواهشی کنید!

به جای اینکه اول صبح، وقتی که مردم انرژی زیاد دارند، از آنها خواسته ای بخواهید، آخر وقت کاری، وقتی آنها تهی از انرژی می شوند، به نزدشان بروید و از آنها بخواهید که لطفی در حق شما بکنند.

8- به جای افعال از اسامی استفاده کنید

استفاده از اسامی، هویت شخصی شما را به عنوان عضوی از یک گروه، تقویت می کند. بنابراین به جای اینکه بگویید: رأی دادن چقدر برای شما اهمیت دارد؟ بپرسید که: چقدر برای شما مهم است که یک رأی دهنده باشید.

9- سیاست قدیمی ترساندن

شرایط خطیر و متزلزل کاری یا اجتماعی را به کسی متذکر شوید و درست پس از آکه کسی به هراس افتاد، از او درخواستی کنید.

10- عکس هایی از چشم را به نحوی به رؤیت اشخاص برسانید، تا آنها با خواسته شما موافقیت کنند

اگر آدم های فکر کنند که تحت نظارت هستند، حتی اگر این امر ظاهری باشد، مثلا چشم هایی روی پوستر دیواری، آنها بیشتر احتمال دارد که چیزی را که به امانت برده اند، بازگردانند یا از خطایی پرهیز کنند.

11- بر چیزی که رقیب شما به دست آورده، تمرکز کنید و نه چیزی که از دست داده

در مذاکره و مباحثه، بیشتر روی چیزهایی که طرفتان به دست خواهد آورد، تمرکز کنید و نه چیزی که از دست می دهد. مثلا: اگر موافقت کنی، صاحب خودرویی خواهی شد که هزار دلار ارزش دارد. و این طوری حرف نزنید: من هزار دلار بابت فروش این خودرو، می خواهم!

بهترین و بدترین زمان شبانه روز برای فعالیت در شبکه های اجتماعی


اگر می‌خواهید پست‌هایتان در شبکه‌های اجتماعی بیشتر مورد استقبال قرار بگیرند بهتر است پست‌هایتان را در زمان خاصی از هفته منتشر کنید. مثلا روزهای ابتدایی هفته زمان مناسبتری برای آپدیت شما است

زمان توئیت در توئیتراگر شما هم در شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر و گوگل پلاس فعال باشید مطمئناً دوست دارید که پست هایی که در این سایت‌ها ارسال می کنید مورد توجه دوستان‌تان قرار بگیرد. مطمئنا برای شما هم بار‌ها پیش امده بعد از اینکه استاتوسی در فیسبوک گذاشته اید یا در مورد یک موضوع مهم توئیت کرده اید چندین بار در فاصله زمانی کوتاه به اکانت خود سر زده اید تا از بازخورد حرف‌تان در بین دوستان و همکاران‌تان با خبر شوید. www.ParsCms.com

اگر شما شخص معروفی باشید نگرانی زیادی از بابت دیده شدن حرف‌تان نخواهید داشت چرا که یوزرها اکثراً از پروفایل اشخاص و شرکت‌های بزرگ و شناخته شده بیشتر بازدید می‌کنند. اما اگر شما فرد سرشناسی نباشید چه؟‌ چطور می‌توانید مطمئن شوید اکثر افراد حاضر در لیست‌تان از آپدیت شما با خبر شده اند؟

ما می‌خواهیم به شما بهترین زمان ممکن برای آپدیت کردن استاتوس فیسیبوک یا گوگل پلاس و یا توئیت کردن در توئیتر را بگوییم تا از این به بعد زمان بهتری را برای فعالیت‌تان در شبکه‌های اجتماعی انتخاب کنید.


هر شبکه اجتماعی از الگوی خاص خود پیروی می کند و افراد و شرکت‌هایی که قصد دارند در این حیطه جدی تر ظاهر شوند می‌توانند با بررسی این سایت‌ها بهترین زمان برای درج پست در هر یک از شبکه های اجتماعی را بیابند.

وب سایت bit.ly، محبوب‌ترین سرویس کوتاه کننده لینک در جهان که خیلی از کاربرانش از آن برای انتشار لینک‌هایشان در شبکه‌اجتماعی استفاده می‌کنند اقدام به انتشار گزارشی با موضوع بهترین زمان برای فعالیت در شبکه‌های اجتماعی کرده است. به این ترتیب که کارمندان این شرکت آمار کلیک بر روی لینک‌هایی که با استفاده از این سایت کوتاه شده اند را در ایام هفته و در طول 24 ساعت به دست آورده اند و بهترین زمان آپدیت را در اختیار کاربران قرار داده‌اند.

بر اساس گزارش این سایت ما‌بین ساعات 13:00 تا 15:00 و سپس 10:00 تا 13:00 بهترین زمان برای قرار دادن لینک در توئیتر است که بالاترین آمار کلیک را دریافت خواهد نمود. البته به یاد داشته باشید در طول ایام هفته هم بهترین زمان، روزهای ابتدایی هفته می باشد و هر چه به روزهای انتهایی هفته نزدیک می شویم استقبال از لینک ها کم می‌شود. در ادامه، از لینک هایی که بعد از ساعت 20:00 توئیت می‌شود استقبال کمتری می‌شود.بر اساس این گزارش عمر یک لینک در وب سایت توئیتر به طور میانگین کمتر از 2:50 ساعت است.

البته ماجرا در فیسبوک کمی فرق دارد، اگر می‌خواهید پست‌تان در فیسبوک مورد استقبال قرار گیرد سعی کنید در بین ساعات 13:00 تا 16:00 این لینک را منتشر کنید. این ساعات اوج بازدید کاربران از فیسبوک است و مسلماً پست شما هم بیشتر از هر زمان دیگری دیده خواهد شد.از طرفی پست هایی که بین ساعت 8 شب تا 8 صبح در فیسبوک درج می‌شوند کمتر از زمان های دیگر مشاهده و کلیک می‌شوند.

اما داستان به اینجا ختم نمی‌شود و برخلاف انتظار اوضاع در سایت Tumblr با فیسبوک و توئیتر فرق دارد، درست ساعت 16:00 که آمار بازدید فیسبوک کاهش می یابد وب سایت تامبلر شاهد افزایش بازدیدش است. اگر شما قصد دارید در این وب سایت اشتراک گذاری تصویر و متن آپدیتی داشته باشید بین ساعات 16:00 تا 19:00 بهترین فرصت برای شماست. این در حالی است که چند خط بالاتر فهمیدیم که این زمان اصلا از برای 2 سایت فیسبوک و توئیتر مناسب نیست.

همان‌طور که دیدیم هر شبکه اجتماعی از الگوی خاص خود پیروی می کند و افراد و شرکت‌هایی که قصد دارند در این حیطه جدی تر ظاهر شوند می‌توانند با بررسی این سایت‌ها بهترین زمان برای درج پست در هر یک از شبکه های اجتماعی را یافته تا طیف گسترده‌تری از کاربران را به سمت خود جذب کند.


اپلیکیشن‌های خود را در مرکز اپلیکیشن فیس‌بوک بفروشید!


تا امروز، اپلیکیشن‌های طراحی شده در وب سایت فیسبوک را رایگان در اختیار داشتیم اما انگار از این به بعد وضع فرق خواهد کرد! فیسبوک سیاست‌های خود را مورد بازنگری قرار داده است...

فیسبوکفیس‌بوک شباهت بیشتری به گوگل و اپل پیدا کرد! این شرکت اعلام کرده که در حال ساخت یک مرکز اپلیکیشن مختص به خود است که در آن برای اولین بار، امکان خرید و فروش اپلیکیشن به وجود خواهد آمد. www.ParsCms.com

در حال حاضر کاربران فیس‌بوک برای پیدا کردن اپلیکیشن های مختلف، از همان باکس سرچی استفاده می‌کنند که برای یافتن دوستان و دیگر کاربران به کار می‌برند. اما در هفته‌های آینده، داشبوردی در دسترس کاربران قرار خواهد گرفت که شباهت زیادی به آنچه در فروشگاه اپلیکیشن اپل و گوگل پلی قبلاً دیده‌ایم، دارد. امکاناتی مانند رتبه بندی ، امتیاز دهی و جزئیات دیگر هم، در آن پیاده سازی خواهد شد.

اگر چه مرکز اپلیکیشن فیس‌بوک، شباهت زیادی به محصول گوگل و اپل  دارد، اما کارایی آن کمی متفاوت خواهد بود. بسیاری از اپلیکیشن‌هایی که قرار است اینجا ارائه شوند، بر بستر IOS یا اندروید هستند. ولی در عین حال، امکان ارجاع کاربران به دیگر فروشگاه‌های اپلیکیشن، نیز پیش‌بینی شده است.

 

اپلیکیشن های پولی، فرصت جدیدی برای توسعه‌دهندگان فیسبوک است که از طریق آن به درآمدزایی بپردازند. خود فیس‌بوک هم شاید بتواند 30 درصد کسری مالی خود را از این طریق تأمین کند!

Aaron Brady ، یکی از مهندسین فیس‌بوک می‌گوید : "این مرکز، برای تشویق و حمایت از رشد اپلیکیشن‌هایی که از فیس‌بوک استفاده می‌کنند، طراحی شده است؛ خواه بر روی IOS باشند، خواه از اندروید استفاده کنند و یا تنها وب موبایل را پشتیبانی کنند."

برای اینکه توسعه دهندگان بتوانند به بیش از 900 میلیون نفر کاربران فیس‌بوک، از طریق مرکز اپلیکیشن آن، دسترسی پیدا کنند باید یک صفحه‌ی لاگین به اپلیکیشن خود اضافه کنند.

تا این لحظه اپلیکیشن های فیس‌بوک، مثل بازی‌های Zynga ، به صورت رایگان ارایه شده‌اند. البته در مورد اپلیکیشن های Zynga هم باید گفت که آن‌ها، درآمد خوبی از محل خریدها و تبلیغاتی که درون اپلیکیشن‌هایشان انجام داده‌اند، بدست آورده‌اند. به هر حال از این به بعد، امکان پرداخت پول، برای در اختیار داشتن اپلیکیشن‌ها نیز، در فیس‌بوک فراهم خواهد بود. 

اپلیکیشن های پولی، فرصت جدیدی برای توسعه‌دهندگان فیسبوک است که از طریق آن درآمدزایی کنند. خود فیس‌بوک هم شاید بتواند 30 درصد کسری مالی خود را از این طریق تأمین کند! اما آیا شما حاضرید برای اپلیکیشن های فیس‌بوک پول بدهید؟ به نظر شما داشتن فروشگاه، به درآمدزایی فیس‌بوک کمک موثر و قابل توجهی خواهد کرد؟


www.ParsCms.com