آنها نمی دانند چطور باید خودشان را بازاریابی کنند و این مشکلی است که اغلب کارآفرینان با من در میان می گذارند. در زیر هفت راهبرد پیشنهاد کرده ام که می تواند به شما کمک کند تا دیگران را از توانمندی ها و فعالیت های خود بهتر آگاه کنید:
1) هدفتان تنها فروش نباشد.
اولین قانون آن است که اگر در حوزه خود یک فرد متخصص و حرفه ای و صاحب دانشی هستید که می تواند به دیگران کمک کند، باید از هر فرصتی برای آموزش دادن به دیگران بهره بگیرید. افراد از اینکه چیزی به آنها فروخته شود متنفرند، اما عاشق این هستند که خودشان چیزی را بخرند. آنها زمانی اقدام به خرید می کنند که یاد بگیرند محصول یا خدمات شما چگونه به آنها کمک می کند. دانش خودتان را در هر حوزه ای که در آن فعال هستید با دیگران به اشتراک بگذارید و خواهید دید که مشتریان بالقوه با هدف یادگیری به شما نزدیک خواهند شد.
بیشتر بخوانید:
دوربین
مداربسته دوربین مداربسته هایک ویژن دوربین مداربسته برای منزل

2) از قابلیت های گوشی های تلفن همراه هوشمند بهره بگیرید.
امروزه
کمتر کسی را می توان پیدا کرد که در جیبش یک گوشی تلفن همراه هوشمند
نداشته باشد. این روزها افراد دوست دارند در هر جایی که هستند به اطلاعات
مورد نیازشان دسترسی داشته باشند. فرض کنید آنها راجع به شما در جایی در
شبکه های اجتماعی، گفت وگو با یک دوست یا بیلبوردی در بزرگراه چیزی می
شنوند یا می خوانند. به احتمال زیاد اولین کاری که انجام می دهند آن است که
سراغ گوشی تلفن همراه شان می روند و به جست وجو راجع به شما بپردازند. آیا
می دانید اگر نام شما را در گوگل جست وجو کنند چه چیزهایی نمایش داده
خواهد شد؟ آیا وب سایت شما قابلیت نمایش در گوشی های تلفن همراه یا تبلت را
دارد؟ آیا اطلاعات تماس شما به راحتی از وب سایت تان قابل دریافت هست؟
نداشتن وب سایت یا وب سایت مناسب برای نمایش در گوشی های تلفن همراه به
معنی این است که عملا در اینترنت امکان دسترسی به شما وجود ندارد و در
نتیجه مشتریان بالقوه نیز سراغ افراد و شرکت های دیگری خواهند رفت.
دوربین مداربسته آنالوگ هایک ویژن
3) نوشتن پست های میهمان دریچه فرصت ها را به رویتان می گشاید.
خوب است که همواره دانش خود را با طیف وسیع تری از مخاطبان در میان بگذارید. قبلا گفتم که دانشی که در حوزه تخصصی تان دارید، فی نفسه باارزش است، اما خوب است این دانش را در قالب یک مقاله یا پست تخصصی در وبلاگ یا سایتی که در حوزه فعالیت تان شناخته شده است، با دیگران به اشتراک بگذارید. مثلا می توانید راه حلی برای مشکلی که اغلب مشتریان با آن دست به گریبان هستند ارائه بدهید. همچنین می توانید مطالب تان را در روزنامه ها و مجلات تخصصی حوزه فعالیت تان منتشر کنید. فعالیت در این رسانه ها اغلب امکان برقراری ارتباط با گستره وسیع تری از مخاطبان را فراهم می کند و همین به شما کمک می کند برند شخصی تان را بسازید و افراد را به سوی خودتان جذب کنید.
4) حضورتان را در رسانه ها پررنگ تر کنید.
چطور می توانید کاری کنید که آدم های اطراف تان به شما بگویند: «ما تو را همه جا می بینیم»، از مشتریان بالقوه و فعلی تان تماس های غیرمنتظره دریافت کنید، برای مصاحبه دعوت تان کنند یا حتی از طرف کسانی به شما پیشنهاد همکاری شود که آنها را نمی شناسید؟ این اتفاق از طریق پوشش رسانه ای رخ خواهد داد. لازمه این کار آن است که بتوانید با خبرنگاران ارتباط نزدیک تری برقرار و توجه آنها را به خودتان جلب کنید. وقتی خبرنگاری در حال نگارش موضوعی است که در حوزه تخصصی شماست، بهترین فرصت است که با او ارتباط برقرار کنید. این کار را می توانید از طریق جست وجو در اینترنت و تماس با افرادی که در حوزه تخصصی شما در رسانه های چاپی و آنلاین فعالیت می کنند انجام بدهید. منتشر کردن پادکست های صوتی (Podcast) در اینترنت نیز ایده خوبی است. سایت های زیادی وجود دارند که می توانید در آنها به طور رایگان کانال ایجاد کنید و پادکست های صوتی تان را در اختیار افراد قرار بدهید.
5) محتوای اختصاصی خودتان را تولید کنید.
این روزها در مقایسه با گذشته موانع کمتری برای اینکه رسانه خودتان باشید، وجود دارد. شما می توانید با گوشی تلفن همراه تان ویدئو تولید کنید، با رایانه شخصی تان پادکست صوتی ضبط کنید و مقالات تان را از طریق وبلاگ شخصی تان منتشر کنید. اینها فرصت هایی است که بتوانید در قالب تولید محتوای فیلم، صوت و متن، دیگران را از دانش و تخصص خودتان مطلع کنید. نباید شبکه های اجتماعی را نیز از یاد برد. با امکاناتی که این شبکه ها برای به اشتراک گذاری مطالب در اختیارتان می گذارند، کار ساده تری برای برقراری ارتباط با مخاطبان پیش رو دارید. البته بهتر است به جای حضور کمرنگ در همه شبکه های اجتماعی، فعالیت تان را به طور خاص در چند شبکه محدود کنید. لینکدین، فیس بوک، گوگل پلاس، اینستاگرام و تلگرام جزو پرمخاطب ترین شبکه های اجتماعی هستند که می توانید محتوای تان را در آنها منتشر کنید.
6) سخنرانی کنید.
هیچ چیز بهتر از این نیست که دانسته های تان را با دیگران به طور زنده به اشتراک بگذارید. رویدادها، دورهمی ها، سمینارها و کارگاه های آموزشی فرصت هایی عالی برای ارتباط مستقیم با مخاطبان تان هستند. اگر برای سخنرانی در دنیای واقعی با محدودیت مواجه هستید، می توانید سراغ دنیای مجازی بروید. امروزه سایت های به اشتراک گذاری ویدئو مانند یوتیوب این امکان را فراهم آورده اند که فایل سخنرانی خود را آسان و سریع در اختیار مخاطبان قرار بدهید. سایت هایی که امکان برگزاری وبینار را فراهم آورده اند، یکی دیگر از گزینه های مناسب برای سخنرانی در فضاهای مجازی هستند.
7) با حضور در فضاهای غیررسمی با دیگران ارتباط مستقیم برقرار کنید.
افراد با کسانی وارد معامله می شوند که آنها را بشناسند، دوست داشته باشند و بتوانند به آنها اعتماد کنند. بهترین راه برای اینکه مشتریان شما را به خاطر بیاورند آن است که مجددا شما را از نزدیک ببینند. برگزاری برنامه های دورهمی و گردهمایی، شرکت در برنامه های داوطلبانه و نظایر آن راه خوبی است که بتوانید با مخاطبان و مشتریان تان ارتباط شخصی برقرار کنید و حرف های شان را بشنوید. جای شگفتی نیست که بسیاری از قراردادهای کاری و حرفه ای در همین برنامه های غیررسمی شکل می گیرد.
بیشتر بخوانید:
دوربین
مداربسته بیسیم دوربین تشخیص چهره
این که شما چگونه توسط دیگران درک می شوید، در واقع به تلاش تان بستگی دارد. باید به سوال های زیادی پاسخ دهید. سوالاتی نظیر این که آیا شخصیت شما کسل کننده است یا هیجان آور؟ دوست دارید وقتی شما را به خاطر می آورند، چگونه باشید؟ تاثیرگذار، معمولی یا غیرقابل اعتنا؟ اما باید گفت که همیشه این طور نیست. گاهی اوقات افرادی را می توان دید که با وجود تلاش بسیار برای شناساندن خودشان، موفقیت چندانی حاصل نمی کنند.
از این بدتر زمانی است که برخی دیگران را قانع می کنند که در صدر قرار دارند و بسیار مورد توجه هستند، اما بعد از گذشت مدت کوتاهی متوجه می شوند که چنین برداشتی فقط یک سراب بوده است و تصویرشان به راحتی فراموش و از ذهن ها پاک می شود. بنابراین باید تصویری واقعی از خود شکل دهید. تصویری که صداقت، درستی و ارزش های واقعی ارکان اصلی آن را تشکیل می دهند.
در اینجا برخی از روش هایی که می توان به کمک آنها برندی مشخص و پایدار از خود در اذهان مخاطبین ایجاد کرد، برمی شماریم. اینها نکاتی هستند که در صورت رعایتشان شخصیتی تاثیرگذار را تداعی خواهند کرد. اصل اساسی در این روند آن است که به انتظارات مخاطبینمان در مورد خود توجه کنیم. برند موفق شخصیت ما همان تصویری است که آنها از آن لذت می برند، نه آن ذهنیتی که ما از خودمان داریم.
1-
به عناصری که می خواهید آنها را در مورد خودتان ترویج دهید، فکر کنید و
سپس مواردی را که تصور می کنید برای جلب توجه دیگران نیاز است، فهرست کنید.
2- تلاش کنید توانایی هایتان را که بیانگر گذشته، تجارب و موفقیت های شما هستند، فهرست کنید.
3- یک منشور برند
برای خودتان بسازید. منشوری که در آن به سوالات نظیر این که چه کسی هستید،
به چه چیزهایی افتخار می کنید، چرا متفاوت هستید و در چه کارهایی خوب عمل
می کنید، پاسخ داده شود.
4- نقل قول ها یا نکات کلیدی که مشتریان یا طرفدارانتان در مورد شما گفته اند، فهرست کنید.
5- روزمه تان را
فراموش کنید و تلاش کنید که بیوگرافی خودتان را در قالب یک پاراگرافی به
گونه ای که داستان زندگیتان را به طور کامل بیان کند، بنویسید.
6- نمایه ای آنلاین برای خودتان ایجاد کنید. مثلا وبلاگ یا وب سایت بسازید و اطلاعات کلی از خودتان را در آن بگنجانید.
7- مطمئن شوید که در شبکه های اجتماعی و سایر وب سایت های پربیننده مرتبط با رشته کاریتان، حضور دارید.
8- کارت ویزیتی متناسب با محلی که می خواهید در آنجا حضور یابید، طراحی کرده و همراه خود داشته باشید.
9- به ایمیل ها و سایر مکاتباتتان دقت داشته باشید و دستور زبان درست را در آنها رعایت کنید.
10- مراقب باشید که
همیشه لبخند بر چهره داشته و به چشم افراد نگاه کنید و با اطمینان به
دیگران دست بدهید. به لباسی که می پوشید، دقت داشته باشید. رسا و با اعتماد
به نفس صحبت کنید. سرتان را بالا گرفته و شانه هایتان را به عقب بیندازید.
و نکته آخر این که کسی باشید که خودتان یا افرادی که می شناسید به آن افتخار کنند. شخصیتی باشید که دیگران دوست دارند زمانی را با او سپری کنند.
1. https://tejarat-online.mizbanblog.net/Post/2/Real-estate-site-design.html
2. https://tejarat-online.mizbanblog.net/Post/10/Construction-site-design.html
3. https://tejarat-online.mizbanblog.net/Post/8/Carpet-Website-Design--Carpet-Website-Design.html
4. https://tejarat-online.mizbanblog.net/Post/6/Commercial-and-commercial-site-design.html
7. http://webonline.monoblog.ir/post-31.html
8. http://webonline.monoblog.ir/post-41.html
طراحی های خاص زیادی وجود دارند، اما امروزه تأکید اصلی مشخصا بر انعطاف پذیری و جمع و جور بودن طراحی ها است.امروزه، محیط های کاری تحولات زیادی را تجربه کرده اند و شرکت ها از طراحی هایی استفاده می کنند که باعث افزایش کارایی کارمندانشان می شود. برای مثال در بعضی از تجارت ها فضای شخصی و کانکس های فردی برداشته می شوند تا فضای بازتری ایجاد شود. یا در بسیاری از شرکت ها میزها قابل تطابق با لپ تاپ طراحی می شوند.
با اینکه ممکن است شما بخواهید طراحی باز را در دفتر خود ایجاد کنید، هنوز باید فضاهایی داشته باشید که کارمندان بتوانند در آنها بدون سر و صدا وظایف شخصی را انجام داده یا حتی مکالمه خصوصی خود را داشته باشند. کارمندان تقریبا نیمی از زمان خود را در “حالت متمرکز” می گذارنند، بنابراین دفتر باید ترکیبی از “فضای شخصی” برای کار فردی و “فضای همگانی” برای کار گروهی باشد. متخصصین پیشنهاد می کنند که اتاق های خصوصی در جاهایی ساخته شوند که عوامل منحرف کننده قابل دیدن وجود ندارد.
امروزه شرکت های زیادی دیوارها و کانکس های خود را حذف کرده و فضای باز ایجاد می کنند. حتی در بعضی از شرکت ها مدیران ارشد در یک فضا با کارمندان خود می نشینند. چند وقت پیش به یک دفتر کار رفتم که در آن از شیشه به جای دیوار استفاده شده و فضایی باز بوجود آمده بود که حس همکاری و با هم بودن را به کارمندان القا می کرد. همین طور این فضا به مشتری حسی از شفافیت و صداقت ارائه می کند و او توانایی دیدن عناصر متفاوت را دارد. طراحی باز می تواند روحیه تیم را نیز تقویت کند. وقتی شما فضای باز ایجاد می کنید، شفافیت و حس با هم بودن باعث ارتقای ارتباط گیری، شراکت در فعالیت ها و همین طور افزایش قابل توجه یادگیری در کارمندان می شود.
طراحان دفاتر کار در گذشته ۷۵ متر مکعب برای هر کارمند در نظر می گرفتند که شامل محل کاری با دیوار و یک میز برای کامپیوتر و لوازم شخصی مانند عکس های وی می شد. امروزه این فضا به ۴۵ مترمکعب کاهش پیدا کرده است. دیگر عکس ها روی میز قرار نمی گیرند و در لپ تاپ فرد هستند که می تواند به راحتی از دفتر به منزل و از منزل به دفتر منتقل شود. دیگر مردم در هر جایی کار می کنند. این مسئله به کارمندان اجازه می دهد بتوانند در منزل نیز کار کنند و بسیاری از شرکت ها نیز به کارمندان خود اجازه می دهند در زمان های خاص در منزل خود کار کنند. بدین وسیله هزینه های سربار و هزینه های مربوط به انرژی و گاهی حتی بیمه کاهش پیدا می کند. دیگر شما لازم نیست هزینه نگهداری وسایل شرکت ، برق و بسیاری دیگر از این نوع هزینه ها را بپردازید.
یک شرکت نوپا و رو به رشد که انتظار دارد در آینده به کارمندان خود بیافزاید، مطمئنا نمی تواند پول ارزشمند خود را صرف بازسازی دفتر کند. متخصصین پیشنهاد می کنند که شما در حد امکان انعطاف پذیری فضا را حفظ کنید. شما می توانید میزهایی بخرید که در زیر آنها چرخ تعبیه شده است و تغییر دکوراسیون فضا را راحت تر می کنند. همین طور شما باید منطقه ای برای اتصالات تجهیزات الکترونیک ایجاد کنید که کارمندان می توانند از آنها برای وصل کردن لپ تاپ خود استفاده کنند. در دفاتر می توانید اتاق های مخصوص برای جلسات گروهی در نظر گرفت و شما می توانید از دیوار های متحرک برای ایجاد اتاق کنفرانس استفاده کنید. خیلی راحت و خیلی سبک. البته این اتاق های متحرک به درد مذاکرات فروش نمی خورند ولی برای همفکری همکاران و کارمندان عالی هستند.
بخش پذیرش و محل نشستن منشی شما، یکی از مکان های مهم در هر دفتری محسوب می شود و به نوعی همان تأثیر اولیه را بر مشتری می گذارد که شخصیت شرکت را در ذهن وی تعریف می کند. بنابراین بسیار مهم است که شما جوی خوشایند و راحت در این مکان ایجاد کنید. شما می توانید با ایجاد نور ملایم چه به صورت مصنوعی و چه واقعی حسی گرم و خوشایند را برای مشتریان ایجاد کنید. بعضی از طراحان پیشنهاد می کنند که از رنگ های خاص برای ایجاد حس های خاص استفاده کنید( برای مثال بژ و کرم رنگ برای پیچیدگی، آبی برای صداقت و تعهد، و سبز برای پرستیژ). در آخر فضای کلی نباید استرس زا باشد.
طراحی
دفتر شما می تواند پیام هایی را نسبت به هدف شرکت و تصویر کلی از آن به
مشتری و کارمندان منتقل کند. طراحی دوباره فضا نه تنها به وضوح، نقطه تمرکز
و محصولات یا خدمات شرکت را نشان می داد، بلکه به کارمندان اجازه می داد
هر روز زندگی کردن در یک برند را تجربه کنند.
در طراحی دفتر شما باید عناصری را بکار ببرید که به صورت هدفمند شما و
کارمندان را به سمت هدفی خاص سوق می دهند. اگر شما می خواهید رفتار خلاق را
در دفتر کار خود نشان دهید ماکت های خلاق یا دیوار نوشته های خلاق یکی از
این راهکار ها هستند. سعی کنید برای بیشتر درگیر کردن کارمندان شرکت با هم
یک اتاق صرف چای یا حداقل آشپزخانه های با یک دستگاه چایی ساز و قهوه ساز
فرآهم آورید تا برای رفت و آمد به این اتاق مراجعه نمایند و با هم درگیر
شوند. دفتر خود ما بیشتر از ۱۳۰ یا ۴۰ متر نیست ولی آشپزخانه خوبی به همراه
۴ مبل راحتی داریم. شما هم تشریف بیاورید. فضاهای شبیه به کافه، اتاق
سیگار و مکان های شبیه به این، فقط برای عکس های به اشتراک گذاشته شده از
گوگل و مایکروسافت نیست. اگر ساختمان بزرگی دارید و اگر من به جای شما بودم
حتی برای نگهداری از بچه های کارمندان مهد کودک تاسیس می کردم چه برسد به
یک اتاق کوچک و خودمانی.
همه اینها بر روی مشتریان شما تاثیر می گذارد.
1. https://hamedweb.sabablog.net/Post/1/Real-estate-site-design.html
2. https://hamedweb.sabablog.net/Post/9/Construction-site-design.html
3. https://hamedweb.sabablog.net/Post/7/Carpet-Website-Design--Carpet-Website-Design.html
4. https://hamedweb.sabablog.net/Post/5/Commercial-and-commercial-site-design.html
5. https://hamedweb.sabablog.net/Post/3/Exchange-site-design.html
6. https://webkaran.sabablog.net/Post/1/Real-estate-site-design.html
7. https://webkaran.sabablog.net/Post/9/Construction-site-design.html
8. https://webkaran.sabablog.net/Post/7/Carpet-Website-Design--Carpet-Website-Design.html
9. https://webkaran.sabablog.net/Post/5/Commercial-and-commercial-site-design.html
10. https://webkaran.sabablog.net/Post/3/Exchange-site-design.html
اخیرا مصاحبه ای از آقای دکتر روستا خواندم. ایشان معیار جالبی ارائه کردند و گفتند هرگاه در صحبت های مشتریان به واژه هایی مانند ای کاش، حیف و ... برمی خورید به سخنان آنها توجه کنید، زیرا احتمالا فرصتی وجود دارد که به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است.
1. خود را جای مشتری بگذارید
فهرستی از رایج ترین نیازها، خواسته ها، اهداف و فعالیت های مشتریان تهیه کنید. اگر آن ها آرزوی اضافه شدن امکانی به محصول شما را داشتند، آن چه می توانست باشد؟ تحویل سریع تر کالا؟ مشاوره رایگان؟ راهنمای کامل تر استفاده از محصول؟ حمل و نقل رایگان هنگام خرابی محصول؟ اگر دید واضحی از خواسته های مشتریان ندارید، با استفاده از نظرسنجی اطلاعات واقع بینانه ای به دست آورید.اخیرا با یک قالیشوئی تماس گرفتم تا از خدمات شستشوی فرش آنها استفاده کنم. خانمی کاملا عصبانی و بی حوصله گوشی تلفن را برداشت. وقتی آدرس را اعلام کردم او گفت فردا منتظر باشید تا برای بردن فرش به خانه شما مراجعه کنند. به خودم جرات دادم و گفتم: ببخشید من باید سرکار بروم و می خواهم بدانم همکارانتان چه ساعتی مراجعه می کنند تا در خانه باشم. خانم مسئول با لحنی عصبانی جواب داد: در خانه بمانید تا بیایند! من که نمی توانم به شما ساعت اعلام کنم، هروقت نوبتتان شد خودشان می آیند!
احتمالا بقیه داستان را حدس می زنید، زیرا شاید برای شما هم چنین موردی پیش آمده باشد. ساعت 9 شب شد و کسی مراجعه نکرد. نفسم را حبس کردم و به خودم جرات دادم و بار دیگر تماس گرفتم. با ترس و لرز به خانم مسئول گفتم: ببخشید ساعت 9 شب است، حدود 12 ساعت است که منتظرم، ولی برای بردن فرش هنوز مراجعه نکرده اند. آن خانم با لحنی خشن تر از قبل گفت: آقای محترم! آیا فکر می کنید ما بیکار هستیم و کار ما فقط شستن فرش شماست؟ اگر نیامده اندحتما فرصت نشده است. من پرسیدم: پس تکلیف چیست؟ او گفت: فردا از صبح در خانه باشید تا مراجعه کنند. من از خیر شسته شدن فرش گذشتم و گفتم لطفا درخواست مرا حذف کنید.من حاضر بودم قیمت بالاتری پرداخت کنم، ولی وقتم یک روز تلف نشود. اگر بخواهم خدمات قالیشوئی راه اندازی کنم و کارم را از دیگران متمایز کنم، دقت ساعت مراجعه را کمتر از نیم ساعت می رسانم، یعنی به مشتری دقیقا زمانی را اعلام می کنم تا منتظر مراجعه باشد.
نکته مهم آن است که خودمان را دقیقا جای مشتری بگذاریم. اگر مشتری خوبی نیستیم، مطمئنا فروشنده خوبی نخواهیم بود.
2. فهرست کامل و جامعی از محصولات و خدمات خود تهیه کنید.
جلسه ای با همکاران خود تشکیل دهید. خدماتی را بیابید که در حال حاضر برای مشتری انجام می دهید، اما در تبلیغات به آن ها اشاره ای نمی کنید. سپس این خدمات را در تبلیغات بعدی بسیار برجسته تر کنید. آیا مشتریان با دانستن این مطالب به خرید از شما ترغیب خواهند شد؟
قبلا در شرکتی کار میکردم که محصولات نرم افزاری تولید می کرد. وقتی مشتری تماس می گرفت و سفارش می داد، اطلاعات و آدرس مشتری ثبت می شد و در خریدهای بعدی کار بسیار سریع تر و آسان تر بود و نیازی به گرفتن اطلاعات از مشتری نبود، اما در هیچ کدام از تبلیغات این موضوع گفته نمی شد.
3. فهرستی از محصولات، لوازم جانبی و هدایایی را تهیه کنید که در حال حاضر ارائه نمی دهید، اما افزودن آن ها باعث رضایت بیشتر مشتریان خواهد شد.
دلیل اصلی خرید بسیاری از مشتریان تنها قیمت مناسب یا کیفیت مرغوب محصول نیست. آن ها شاید به راحتی فرایند خرید، آموزش مناسب، ضمانتی معقول و رفتاری دوستانه اهمیت بیشتری بدهند. موارد مورد علاقه مشتریان را بیابید و آن ها را برجسته سازید. هیچگاه در فروش، تاکید را صرفا بر کیفیت و قیمت مناسب قرار ندهید. این گفته ها اعتبار خود را از دست داده اند. یک فست فود شاید فقط با اضافه کردن چند نوع سس جدید و خوش طعم، میزان فروش را افزایش دهد.
4. به مشتریان و علاقه مندان توضیح دهید که چگونه نیاز های آن ها را بهتر از رقیبان برطرف خواهید کرد.
اگر تفاوت خود با رقیبان را به طور موفقیت آمیزی برجسته کنید، به موفقیت بزرگی دست می یابید. برای این کار باید راهکارهای واضح و مشخصی داشته باشید و قادر به توضیح آن ها به زبانی ساده برای مشتریان باشید.مثلا در تبلیغات تلویزیون های سه بعدی ال جی، مزایای محصول دقیقا نشان داده می شود. تبلیغ فردی را نشان می دهد که عینک مخصوص تماشای تلیزیون سه بعدی را بر چشم می گذارد و به راحتی به تماشای تلویزیون می پردازد. در کنار آن، فرد دیگری نشان داده می شود که عینکی با مدل دیگر بر چشم می گذارد و آن عینک آنقدر سنگین است که باعث می شود زمین کنده شود و فرد مورد نظر به طبقه پایین سقوط کند!
اگر کارتان یا محصولتان مزایایی دارد که برای مشتری مهم است، به جای پنهان کردن آن مزایا، با جسارت تمام این موارد را به مشتری اعلام کنید.
1. https://samyarweb.payamblog.net/Post/8/Construction-site-design.html
2. https://samyarweb.payamblog.net/Post/16/Real-estate-site-design.html
3. https://samyarweb.payamblog.net/Post/14/Exchange-site-design.html
4. https://samyarweb.payamblog.net/Post/12/Commercial-and-commercial-site-design.html
5. https://samyarweb.payamblog.net/Post/10/Carpet-Website-Design--Carpet-Website-Design.html
7. https://samyarweb.sabablog.net/Post/1/Real-estate-site-design.html
8. https://samyarweb.sabablog.net/Post/9/Construction-site-design.html
9. https://samyarweb.sabablog.net/Post/7/Carpet-Website-Design--Carpet-Website-Design.html
10. https://samyarweb.sabablog.net/Post/5/Commercial-and-commercial-site-design.html
11. https://samyarweb.sabablog.net/Post/3/Exchange-site-design.html
Paul Rand هنرمند آمریکایی و یک گرافیک دیزاینر است که به خاطر طراحی لوگوهایش مشهور است. از جمله لوگوهای مشهوری که او طراحی کرده می توان به لوگوی IBM ، UPS ، Enron, Morningstar، وستینگهاوس، ABC و شرکت NeXT (استیو جابز) اشاره کرد.آیا لوگوی شرکت شما خوب است یا ضعیف؟
اگر
یک بوکسور از خود بپرسد که دوست دارم بدانم محمدعلی کلی نظرش در مورد Hook
راست من چگونه است یک دیزاینر هم باید از خودش بپرسد Paul Rand در مورد
لوگوی من چه فکر می کند؟ در واقع وقتی استیو جابز Paul Rand را برای طراحی
لوگوی شرکت NeXT استخدام کرد به او ۱۰۰ هزار دلار پرداخت کرد.وقتی Paul
Rand می خواست آن را طراحی کند گفت که (در صورت پذیرفته نشدن طرح) فقط یک
بار دیگر طراحی لوگو را تکرار می کند. استیو جابز از او خواست چند مدل
مختلف از لوگو طراحی کند اما Paul Rand آن را نپذیرفت و گفت: من مشکل تو را
حل می کنم و اگر (لوگو خوب بود) هزینه اش را بپرداز. اگر نه می توانی از
افراد دیگری بخواهی آن را طراحی کنند. پل راند با بروشوری ۱۰۰ صفحه ای که
شامل جزئیاتی از برند NeXT بود نزد استیو جابز بازگشت. بعدها پل راند گفت
که استانداردهای بنیادی که او در طراحی این لوگو ایجاد کرد جهان طراحی لوگو
را تغییر داد.
او گفت: اصول بنیادین یک لوگو شامل شناخت و سادگی در معنی آن است.
تاثیرگذاری (لوگو) به تمایز، قابلیت رویت، قابلیت انطباق، قابلیت به خاطر
سپردن، جهانشمول و بدون زمان بودن بستگی دارد.
از این رو ۷ قدمی که پل راند هنگام طراحی یک لوگو در نظر می گرفت شامل موارد زیر می شود:
1- آیا این لوگو قابلیت تمایز (با لوگوهای دیگر) را دارد؟
2- آیا خوب دیده می شود؟
3- آیا قابلیت انطباق (با موضوع کاری شرکت) را دارد؟
4- آیا به خاطر سپرده می شود؟
5- آیا جهانشمول است؟
6- آیا به زمان وابسته نیست؟
و تنها زمانی که تمامی پرسش های بالا مثبت بود باید آخرین سوال را بپرسید:
7- آیا ساده است؟
برای لوگویی که طراحی کرده اید برای تمامی مراحل به جز مورد هفتم به طرح از
۱ تا ۱۰ امتیاز بدهید و برای مورد آخر از یک تا ۱۵ امتیاز در نظر بگیرید.
این مدل باعث می شود که وزن لوگو را بسنجید. امتیاز ۷۵ عالی است و هر چیزی
کمتر از ۶۰ را کنار بگذارید.
یک آزمایش
بهترین راه برای آزمایش این مدل این است که آن را در مورد یکی از لوگوهای
مشهور مورد استفاده قرار دهیم. در اینجا لوگوی قدیمی Bing جست وجوگر
اینترنتی مایکروسافت را مورد بررسی قرار می دهیم.
لوگوی Bing از سال ۲۰۱۳ به دلایل مشخصی به لوگوی جدیدتری ارتقا پیدا کرد.
اجازه بدهید هفت قدم مورد نظر Paul Rand را در مورد این لوگو انجام دهیم.
1- آیا این لوگو (از لوگوهای دیگر) متمایز است؟
تمایز به معنای خاص بودن و ایجاد تفاوت با هر چیز دیگری است. این شاخص
بالای دیگر موارد می ایستد و اینکه لوگو با لوگوهای دیگر اشتباه گرفته
نشود. در اینجا لوگوی Bing جوانانه و دارای رنگ آبی است (۸۰ درصد لوگوها به
رنگ آبی هستند). تایپوگرافی لوگو نوعی صراحت و بی غل و غشی و وسعت را القا
می کند که برای یک جست وجوگر اینترنتی متناسب است اما از نظر شکوه و در
عین حال Flat بودن به لوگوی رقیب خود، گوگل نمی رسد.
از آنجا که لوگوها آثار هنری نیستند برای ایجاد معنی نیازمند فشار زیادی
روی حروف است. اما از نظر نوع نوشتار هر حرف خصوصیات خود را دارد. مشخص است
که در این لوگو حروفی که پهنای زیادی دارند فضای سفید زیادی را اشغال می
کنند اما در جایی مثل حرف «i» نوعی شکستگی به چشم می خورد. همچنین حرف «g»
هم ناگهان شکسته است و حس سردی و عدم کامل بودن را القا می کند.
اگر گوشه حرف «g» (گوشه سمت راست بالای حرف) کمی نازک تر بود شبیه مرد بی
مویی می شد که گویی اندک موهایش سیخ شده باشد که حس پیری را به بیننده
منتقل می کرد.
امتیاز: ۳ از ۱۰
۲- آیا قابل رویت است؟
قابل رویت بودن یعنی شناختن آن به سادگی. لوگوی bing به دلیل گرفتن فضای
قابل توجه از این نظر قابلیت رویت بالایی دارد. بسیاری از طراحان لوگو برای
متوجه شدن قابلیت دیده شدن آن را به رنگ سیاه و سفید نگاه می کنند. اگر ما
این لوگو را سیاه و سفید بنگریم نقطه بالای حرف « i » بسیار کمرنگ می شود.
همواره به خاطر داشته باشید لوگو هم به صورت سیاه و سفید و هم رنگی خوب به
نظر بیاید.
امتیاز: ۶ از ۱۰
۳- آیا قابلیت انطباق دارد؟
قابلیت انطباق به این معنی است که لوگو در کاربردهای مختلف مثلا روی تی شرت
یا لیوان، آنلاین یا حتی روی بدنه یک خودرو یا یک آگهی در خیابان قابلیت
درج راحت داشته باشد.
در لوگوی مورد نظر ما فضای سفید قابل توجهی برای شناخت آن در نزدیکی هر
چیزی وجود دارد. اما اگر آن را بخواهیم در فضای مربع قرار دهیم یا در یک
چارچوپ عمومی بخواهیم مورد استفاده قرار دهیم به مشکل برمی خوریم. در واقع
لوگو به شکل بسیار بدی صرفا از طریق افقی قابلیت بزرگ شدن دارد به همین
دلیل مثلا آن را نمی توان به راحتی روی یک جعبه یا مثلا چارچوپ آیکون یک
اپلیکیشن قرار داد و همین از امتیاز این بخش کم می کند.
امتیاز : ۵ از ۱۰
۴- آیا به خاطر سپرده می شود؟
هدف یک لوگو باید این باشد که فراموش نشود. وقتی یک مشتری به تجارت شما فکر
می کند نخستین چیزی که فورا به ذهنش می آید باید لوگوی شما باشد و در عین
حال لوگو باید متناسب با زمینه فعالیت شرکت هم باشد.
در مثال مورد نظر ما لوگوی بینگ حسی از موتور جست و جو به ذهن متبادر نمی
کند. البته ما بعدا در مورد اینکه آنها چطور این مشکل را با لوگوی جدید خود
حل کردند صحبت می کنیم اما این لوگو فاقد چنان مشخصه هایی است و به سختی
قابلیت به خاطر سپرده شدن دارد.
امتیاز : ۲ از ۱۰
5-آیا جهانشمول است؟
وقتی می خواهیم یک لوگو را با هدفی جهانشمول طراحی کنیم مشکلات بسیاری روبه
روی ما قرار دارد چراکه افراد مختلف اند پس چگونه یک برند جهانی بسازیم:
گوگل در این زمینه از رنگ استفاده کرده و اپل از یک میوه و رنگ خنثی بهره گرفته است.
نکته: لوگوی
اپل حتی نیاز به حروف برای شناخته شدن ندارد و از نظر جهانشمولی بالاترین
امتیاز را می گیرد. به عنوان یک جست وجوگر اینترنتی لوگوی بینگ نمایانگر
قدرت و پیچیدگی است اما به عنوان یک جست وجوگر اینترنتی مردم باید با آن
احساس راحتی بکنند که این لوگو چنین چیزی را القا نمی کند.
امتیاز :۴ از ۱۰
6- آیا بی زمان است؟
نکته مهم در طراحی یک لوگو این است که نباید آن را بر اساس رنگ های مد یا
فونت های مرسوم یک دوره طراحی کرد. لوگوی بینگ تا اندازه ای در این زمینه
موفق است اما انحنای کلی آن به مدهای امروزی شبیه است.
امتیاز: ۶ از ۱۰
7- و بالاخره اینکه آیا ساده است؟
پل راند می گوید که یک لوگو باید در نهایت مینی مالیستی خلق شود. اما چگونه می توان سادگی یک لوگو را آزمایش کرد؟
دو راه عملی برای این موضوع وجود دارد:
لوگو را کوچک کنید. لوگو باید آنقدر قوی و ساده باشد که حتی در صورت کوچک شدن قابل تشخیص باشد.
آن را با مداد در ۱۰ ثانیه بتوان کشید. اگر این کار را بتوانید انجام دهید به این معنی است که لوگوی ساده ای دارید.
به دلیل اهمیت سادگی امتیاز آن تا ۱۵ (به نسبت شاخص های بالایی) افزایش پیدا کرده است. نمونه مشخص سادگی لوگو در لوگوی شرکت نایک است. شرکت ۱۵ میلیارد دلاری نایک با یک تیک به معنای پیروزی (متناسب با تولید محصولات ورزشی و تجهیزات مسابقات ) قابل شناسایی است. لوگوی بینگ هم در اینجا تا اندازه قابل توجهی از ویژگی های سادگی برخوردار است و بسیاری از این لوگو به عنوان قدرتمندترین لوگوی جهان نام می برند. اما بین ساده سازی و دلزدگی ناشی از ساده کردن مرز باریکی وجود دارد
امتیاز: ۱۰ از ۱۵
جمع امتیازات لوگوی قدیمی بینگ: ۳۶
این
امتیاز نشان می دهد چرا مایکروسافت تصمیم به تغییر آن گرفت. در سپتامبر
۲۰۱۳ مایکروسافت لوگوی جدید bing را معرفی کرد که دارای بهبودهای بسیار
زیادی بود. البته این لوگوی جدید هم ضعف هایی دارد، مثلا اینکه در تغییر به
سیاه و سفید نتیجه عالی نمی دهد. آزمایش پل راند می تواند در مورد هر
لوگویی امتحان شود. حالا نوبت شما است که به لوگوی جدید بینگ یا هر لوگوی
دیگری امتیاز بدهید.
1. https://tejarat-online.sabablog.net/Post/16/Security-systems-in-the-retail-industry.html
2. https://tejarat-online.sabablog.net/Post/14/Can-video-analytics-really-be-smart.html
4. https://mahsaweb.sabablog.net/Post/10/Safety-in-smart-cities.html
5. https://mahsaweb.sabablog.net/Post/16/Security-systems-in-the-retail-industry.html
6. https://mahsaweb.sabablog.net/Post/14/Can-video-analytics-really-be-smart.html
7. https://mahsaweb.sabablog.net/Post/12/Hybrid-cloud-application-in-video-management-software.html
8. https://samyarweb.sabablog.net/Post/10/Safety-in-smart-cities.html
9. https://samyarweb.sabablog.net/Post/16/Security-systems-in-the-retail-industry.html
10. https://samyarweb.sabablog.net/Post/14/Can-video-analytics-really-be-smart.html
https://samyarweb.sabablog.net/Post/12/Hybrid-cloud-application-in-video-management-software.html